محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
946
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
مر بعض انبياء است على نبيّنا ( ص ) و آله نسخه آن بايد كه كرفته شود مغز فلوس خيارشنبر منقى از حب و قشر يك رطل و بخيسانند در يك رطل از آب خالص يك شبانه روز پس آن را بپالايند و بكيرند صافى او را و بيندازند ثفل آن را و داخل كنند در صافى آن يك رطل عسل مصفّى و دو رطل از آب افشردهء به و چهل مثقال از روغن كل بادام پس بپزند آن را باتش ملايم تا آنكه غليظ شود و بقوام معجون آيد پس از آتش فرود آورده بكذارند تا سرد شود پس چون سرد شد داخل كنند در آن فلفل و قرفه و قرنفل و قاقله و زنجبيل و دارچينى و جوزبوا از هريك سه مثقال بعد از آنكه كوفته و بيخته باشند و چون ادويه را در آن داخل كنند بسرشند بعض آن را با بعضى سرشتنى نيكو و بكردانند آن را در كوزهء سبزى يا در ظرف زجاجى و شربتى از اين دوا دو مثقال صبح ناشتا نافع است باذن اللّه عزّ و جلّ و همين نسخه بعينه از حضرت صادق ( ع ) مرويست و آن حضرت فرمودند كه شربتى از اين دوا دو مثقال است صبح ناشتا يك مرتبه پس بدرستى كه اين دوا كرم ميكرداند معده را و هضم طعام مىكند و اخراج رياح از جميع مفاصل مىكند باذن اللّه عز و جلّ دواى دويّم نافع است از براى يرقان و تب سخت شديدى كه بان خوف برسام باشد و از براى وجع مثانه و احليل نسخهء آن بكير خيار بادرنك پس پوست آن جدا كن پس بجوشان پوست آن را با آب پوست بيخ كاسنى پس آن را بپالاو داخل كن در آن شكر طبرزد و بياشام از آن صبح ناشتا سه روز مقدار يك رطل پس بدرستى كه اين دوا جيد و مجربست و روايت كرده حماد بن مهران بلخى كفت كه بوديم ما كه آمد و رفت ميكرديم به خدمت حضرت امام رضا ( ع ) در خراسان پس شكوه نمود بجناب آن حضرت جوانى از ما از يرقان پس آن حضرت فرمود كه بكير خيار بادرنك پس پوست آن را جدا كن پوست آن را بهپزد در آب پس بياشام سه روز از آن صبح ناشتا هر روز مقدار يك رطل پس خبر داد ما را آن جوان بعد از آن كه دوايى كه آن حضرت به من فرمودند دادم صاحب يرقان را دو مرتبه پس دور شد مرض او باذن اللّه تعالى [ دواى سيّم دوائيست نافع از براى خفقان و نفس عالى ] دواى سيّم دوائيست نافع از براى خفقان و نفس عالى و وجع معده و خاصره و مقوى معده است و زايل ميكرداند سماجهء رنك رو را و يرقان و زردى رنك را نسخهء آن بايد كه كرفته شود زنجبيل خشك هفتاد و دو مثقال دارفلفل چهل مثقال اشنه و ساذج هندى و فلفل و هليلهء سياه و قاقله و جوز الطّيب و نانخواه و انار دانهء شيرين و شونيز و زيرهء كرمانى از هريك چهار مثقال ادويه را جداجدا كوفته و بيخته وزن نموده پس بكيرند فانيذ سنجرى ششصد مثقال پس آن را در پاتيل پاكيزه نموده قدرى آب بر روى وى كرده بر آتش ملايم به جوش اورند تا فانيذ كداخته شود و بقوام آيد از آتش فراگرفته ادويه را داخل كرده به مسوط برهم زنند تا نيكو مخلوط شود پس در ظرف چينى يا زجاجى كرده نكاه دارند شربتى به مقدار جوزى پس بدرستى كه مخالفت نميكند در منافع [ دواى چهارم كفته كه نافع است از براى ورم بطن و وجع معده ] دواى چهارم كفته كه اين دواى عجيب نافع است باذن اللّه تعالى از براى ورم بطن و وجع معده و قطع بلغم مىكند و ميكدازد سنك كرده و مثانه را و اخراج مىكند آنچه راجع شده باشد در مثانه و نافعست از براى وجع خاصره نسخهء آن بايد كه بكيرى هليلهء سياه و بليله و املهء منقى و كمون كرمانى و فلفل و دارفلفل و دارچينى و شقاقل و وج تركى و اسارون و خولنجان اجزا مساوى ادويه را جدا جدا كوفته و بيخته وزن كرده بروغن كاو تازه چرب نموده مجموع را با دو وزن مجموع ادويه عسل كف كرفته بقوام آورده با فانيذ جيد سنجرى بقوام آورده معجون سازى شربتى از آن مثل بندقى يا مثل مازوئى صبح ناشتا و روايت كرده خضر بن محمّد كه حديث كرد ما را جوارى كه كفت رسيدم به خدمت يكى از ائمهء هدا ( ع ) پس سلام كردم بر آن حضرت ( ع ) درخواست نمودم كه دعا كنند بجناب اللّه تعالى از براى برادرى كه مرا مىباشد و مبتلا است بحصاة و خواب نمىكند از الم آن پس آن حضرت فرمود كه بكير از اين كه وصف ميكنم از براى تو و وصف نمود دوايى كه سابق ذكر يافت يعنى دواى چهارم [ دواى پنجم از براى كثرت جماع و غير آن ] دواى پنجم از براى كثرت جماع و غير آن كفته كه اين دوا عجب است كرم مىكند هر دو كرده را و كثير الجماع ميكرداند كسى را كه بخورد اين را و ميريزد سردى را از مفاصل و اين دوا نافعست از براى درد خاصره و درد شكم و رياح بطن و رياح مفاصل و ضربان مفاصل و از براى كسى كه بول او بدشوارى آيد و از براى كسى كه مقدورش نباشد حبس بول و از براى ضربان فواد و نفس عالى و نفخهء مراق و تخمه و كرم بطن و اين دوا جلا ميدهد فواد را و اشتهاى طعام مىآورد و ساكن ميكرداند درد سينه را و نافع است از براى زردى چشم و زردى رنك و يرقان و بسيارى عطش و از براى كسى كه شكوه از درد چشم داشته باشد و از براى وجع سر و نقصان دماغ و از براى تب سرما و از براى هر مرض قديم و حديث جيّد مجرّبست و مخالفت نميكند اصلا و شربتى از آن دو مثقالست و بود شربتى از آن نزد ما يك مثقال پس تغيير داد آن را امام و كفت بلكه دو مثقال نسخهء آن بكير هليلهء سياه و هليلهء زرد و سقمونياى مشوى از هريك شش مثقال فلفل و دارفلفل و نانخواه و زنجبيل خشك و خشخاش سرخ و نمك هندى از هريك چهار مثقال نارمشك و قاقله و سنبل هندى و شقاقل و عود بلسان و سليخهء مقشر و علك رومى و عاقرقرحا و حب بلسان و دارچينى از هريك وزن دو مثقال ادويه را جداجدا كوفته و بيخته وزن نموده سواى سقمونيا كه نبايد آن را بيختن بلكه همين كوبيدن كافى است پس همه را يك جا كرده پس بكير وزن هشتاد و پنج مثقال فانيذ سنجرى جيّد و در پاتيل باتش ملايم كداخته ادويه را بان بسرشند پس آن را با عسل كف كرفته معجون سازد و در ظرف زجاجى يا غورى نكاه دارد و در وقت حاجت دو مثقال آن را ناشتا با هر شرابى كه خواسته باشد بخورد و وقت خواب نيز مثل آن بخورد كه باذن اللّه تعالى نافعست دواى ششم كفته كه دوائيست نافع از براى وجع خاصره و اسهال بطن كند و اخراج هر داء نمايد نسخهء آن بكير چهار مثقال و مثل آن زنجبيل و مثل آن دارفلفل و از برنج كابلى مقشر و بسباسه و دارچينى از هريك مقدار يك جزو يعنى چهار مثقال و از مسكه كاو صافى جيد چهل و پنج مثقال و از شكر سفيد چهل و شش مثقال اجزا را جداجدا كوفته و بپارچه صفيقى يا منخل موئى صفيق بيخته وزن نموده بعسل منزوع الرغوه دو وزن مجموع ادويه سرشته معجون سازند پس هركس كه بياشامد از اين دوا از براى وجع خاصره پس بايد كه بياشامد از اين دوا وزن سه مثقال و كسى كه بياشامند از براى مشى يعنى اسهال پس بايد كه بياشامد وزن هفت مثقال يا وزن هشت مثقال با آب نيم كرم پس بدرستى كه اخراج هر مرض مىكند باذن اللّه عزّ و جلّ و نميكردد محتاج بسوى غير اين دوا پس بدرستى كه اين دوا مجربست و مستغنى ميكردد شخص از ساير ادويه و هرگاه آشاميده شود از براى اسهال و منقطع شود اسهال آن پس بايد كه آشاميده شود بعسل پس بدرستى كه نيكو و مجرّبست دواى هفتم و كفته كه اين دوائى است نافع نسخهء آن بكير لبنى يابس يعنى ميعهء يابسه و بيخ انجدان از هريك ده مثقال افتيمون مصرى دو مثقال ادويه را جداجدا كوفته سواى افتيمون باقى را بيخته بپارچهء صفيق يعنى سفت و افتيمون احتياج به پختن ندارد بلكه بايد نرم كوبيد آن را و همه را وزن نموده بعسل كف كرفته معجون سازند شربتى دو مثقال وقتى كه به جهت ارام بخوابكاه رود دوائى كه جبرئيل ( ع ) امين براى حضرت پيغمبر ( ص ) از نزد حضرت ربّ العالمين عز و جلّ آورده اين دوا نافع است از براى جميع دردها مثل درد پشت و درد دست و درد پا و درد معده و درد كمر و سر و دل و شقيقه و كوش و بينى و قولنج و بوى دهان و بوى بغل و سنك مثانه و درد دندان و سستى تمام اعضا اكر در سالى يك هفته اين معجون را بخورند اين شخص را احتياج به هيچ طبيب نشود و به هيچ درد مبتلا نكردد و اكر ده زن داشته باشد همه را خوشنود